از دست ندهید: «Altered Carbon» روایتی اکشن درباره درد جاودانگی

IPTVGUIDE

احتمالا و شاید کمی بتوان پا را فراتر گذاشت و گفت: «قطعا» یکی از مهم ترین رویاهای بشر از ابتدای خلقتش تا امروز رسیدن به نامیرایی و یا بهتر بگوییم فناناپذیری است. رویایی که در هر دوره تاریخی مخالفان و موافقان فراوانی داشته و هر کدام دارای دلایل ریز و درشتی برای اثبات حقانیت نظرشان.
لُب کلام مخالفان این است که نباید دست در کار طبیعت برد و انسان نیز مثل هر موجود زنده دیگری باید به محدوده عمری که دارد قناعت کند و به وقتش ریق رحمت را سر بکشد اما موافقان معتقدند این حق طبیعی انسان به عنوان یک موجود زنده است که نخواهد بمیرد و از معجزه ای به نام «زندگی» که نصیبش شده تا جایی که می خواهد و می تواند استفاده کند.
موضوع دستیابی انسان به زندگی جاودانه و اثرات جانبی اش از قدیم الایام خوراک مناسبی برای ذهن خلاق نویسندگان در سراسر جهان بوده و آثار متعددی در این زمینه نوشته شده که برخی از آن ها نیز تبدیل به آثار تلویزیونی یا سینمایی شده اند.
سریال «Altered Carbon» یا همان «کربن تغییر یافته» که فصل اول آن به تازگی از نتفلیکس پخش شده نمونه تازه ای از ساخت اثری با محوریت زندگی جاودانه انسان است. این سریال ده قسمتی اقتباسی است از جلد اول رمانی سه جلدی به قلم ریچارد کی مورگان که با همین نام اولین بار در سال ۲۰۰۲ منتشر شد و مورد استقبال بسیار زیادی قرار گرفت. این سه رمان ضد قهرمان جذاب و قدرتمندی دارند به نام: «تاکشی کوواچ»؛ مبارزی قدرتمند و عاشق پیشه که شخصیت اصلی ماجراهای داستان است.
خب با توجه به فاصله های متعدد و عمیق طبقاتی بین قشرهای مختلف مردم در دنیای امروز تحقق رویای زندگی جاودانه می تواند توامان هم بسیار تلخ و گزنده باشد و هم بسیار شیرین و لذت بخش، و طبیعتا طبقه ای که در آن زندگی می کنید مشخص کننده تلخی و شیرینی آن خواهد بود. در سه رمان مورگان وضعیت زندگی انسان پس از رسیدن به جاودانگی شباهت زیادی به مورد اول دارد: جهانی تلخ، سیاه و پر از جرم و جنایت که به لطف تکنولوژی، تشخیص واقعیت از واقعیت مجازی در آن بسیار دشوار است! فضایی که در صنعت سینما و تلویزیون به آن «سایبرپانک» می گویند و سازندگان سریال «Altered Carbon» با وجود ایرادهای ریز و درشتی که در روایت داستان به آن ها وارد است به خوبی از پس به تصویر کشیدن آن برآمده اند.

داستان از چه قرار است؟

داستان سریال در ۳۰۰ سال آینده اتفاق می افتد. زمانی که انسان ها توانسته اند با دستیابی به تکنولوژی حیرت آوری ضمیر آگاه و ذهن افراد را در دیسکی غیر قابل کپی و منحصر به فرد ذخیره کنند و به این ترتیب افراد می توانند با داشتن یک کالبد قابل استفاده تا ابدالدهر زندگی کند. البته به شرطی که آن دیسک که محل جاگذاری اش پشت گردن هر انسانی است از بین نرود که در آن صورت فرد با مرگ واقعی و همیشگی مواجه می شود. در چنین جهانی زندانی ها دیگر به زندان نمی روند. تنها دیسک حاوی ذهن آن ها از بدنشان خارج می شود و فرد به خوابی عمیق فرو می رود. خوابی که تنها با پایان دوران محکومیت زندانی و در صورت داشتن پول کافی برای خرید یک کالبد جدید به اتمام می رسد و فرد زندانی می تواند زندگی جدیدی را آغاز کند. البته همه چیز به این سادگی نیست و ممکن است مردی ۲۰ ساله به کالبدی زنی ۷۰ ساله برود و دختری ۳۵ ساله به کالبد پیرمردی ۹۰ ساله!
تاکشی کوواچ مردی است که پس از ۲۵۰ سال با یک کالبد جدید به زندگی باز می گردد آن هم در کالبدی جدید که نه تنها شباهت ظاهری با کالبد واقعی اش ندارد بلکه از نژادی متفاوت با کالبد قبلی اوست. کوواچ یکی از معدود شورشی های باقیمانده معروف به «آنووی» هاست. شورشی هایی قدرتمند که هم هوش فراوانی دارند و هم قدرت آدم کشی بسیار بالا.
کوواچ خیلی سریع متوجه می شود که دلیل بازگشت او به زندگی نه پایان محکومیت بلکه به درخواست مولتی میلیاردی سرشناس به نام لورنس بنکرافت بوده است. بنکرافت در این دوره زمانی جزو دسته افرادی است که به آن ها «مث» گفته می شود. «مث» ها قدرتمندترین و ثروتمندترین اقشار جامعه ۳۰۰ سال آینده اند. آن ها علاوه بر اینکه دور از دسترس مردم عادی زندگی می کنند، هرگز نمی میرند چرا که با وجود ثروت فراوانی که دارند به صورت دائم می توانند کالبد خود را در تعدادی بی نهایت «کلون» تولید کنند و هربار که یکی از کالبدهایشان دچار نقص شد یا از بین رفت با کالبد دیگری به همان شکل دنیا بازگردند. اما چرا بنکرافت، کوواچ را که یک شورشی بسیار خطرناک است بار دیگر به زندگی برگردانده؟ مدتی پیش بنکرافت به قتل می رسد ولی پس از بازگشت به زندگی در کالبد جدید متوجه می شود دو ساعت منتهی به قتل از حافظه اش پاک شده است. او کوواچ را به مالیکت خود درآورده تا پرده از راز قتل خود بردارد.
اما ماجرا به همین سادگی نیست، آنووی بودن و زندگی مشوش و رازآلود کوواچ، تصمیم ها و نیت های شوم بنکرافت و گذشته بدنی که کوواچ با آن به زندگی بازگشته مشکلاتی را بر سر راه او قرار می دهد که باعث می شود بازگشت او به پس از ۲۵۰ سال به زندگی چندان خوشایندش نباشد. به همه این ها افشا شدن رازهایی تکان دهنده درباره عزیزترین آدم های زندگی اش را هم به مشکلات کوواچ اضافه کنید.

ویژگی های سریال

اگر از طرفداران زیر ژانر «سایبرپانک» در سینما و تلویزیون باشید اولین نکته ای که در دیدن سریال «کربن تغییر یافته» متوجه می شوید شباهت انکار ناپذیرش با سری فیلم های «بلید رانر» و «ماتریکس» و حتی تا حدودی سریال موفق «آینه سیاه» است. این شباهت بیش از همه و در وهله به فضایی که قصه در آن روایت می شود و در وهله دوم به نقش پررنگ تکنولوژی در مسیر داستان بازمیگردد. لوکیشن داستان سریال با توجه به وجود پل بروکلین به عنوان محلی برای زندگی فقرا و زاغه نشین ها، نیویورک است. اما در داستان مدام بر این نکته تاکید می شود که انسان ها با کشف سیارات دیگر سال هاست از زمین خارج شده اند و داستان بر حسب اتفاق در زمین رخ می دهد. هر از چندگاهی هم برای فلاش بک ها به فضایی ظاهرا خارج از زمین می رویم.
تصویری که از زمین در سریال ارائه می شود بی نهایت تاریک و سیاه است و جالب است در دنیایی که انسان ها با توجه به وضعیت مالی شان می توانند تا ابد زندگی کنند تنها چیزی که نمی توان یافت لذت زندگی است.
این سریال انصافا صحنه های اکشن خوبی دارد. هر چند خون و خونریزی یک جاهایی در سریال بیش از حد می شود اما ساختار صحنه های اکشن جزو بهترین ها در تلویزیون است.
اشارات و کنایه های سیاسی-اجتماعی روز در «Altered Carbon» فراوان است، از بحث مهاجرت و مهاجران و نژادپرستی بگیرید تا فساد های سازمان یافته و جامعه ای پر از هرج و مرج و بی قانون که در نتیجه غلبه سیستم سرمایه داری بر دنیا ایجاد شده است. از بی روح شدن زندگی به دلیل هجوم تکنولوژی به ریزترین بخش های زندگی انسان تا از بین حریم خصوصی و افزایش گرایش های خشونت گرایانه و از همه مهم تر ایجاد انبار باروتی از نفرت در بین مردم به دلیل فاصله طبقاتی و قدرت بی انتهای سرمایه داران. خرده پیرنگ ها و داستان های فرعی هم در سریال فراوان است. خرده داستان هایی که برخی آن ها اصلا ارتباطی با اصل داستان ندارد و شاید به نوعی حتی نقش کشیدن ترمز را در روایت داستان ایفا می کنند.
دقیقا در همین دو زمینه است که سازندگان دچار افراط و تفریط شده اند و کیفیت سریال ضربه خورده است. البته این نقاط ضعف آنقدر بر کلیت سریال اثر نگذاشته که نتوانید برای یک بار به تماشای آن بنشینید فقط احتمالا در طول داستان حسرت می خورید که کاش این ضعف ها وجود نداشت تا با اثری به مراتب کوبنده تر و تاثیرگذارتر مواجه می شدید.
در این سریال که لائتا کالوگریدیس آن را خلق کرده دو بازیگر سرشناس دنیای تلویزیون حضور دارند، یکی جوئل کینامان بازیگر سریال «The Killing» است که نقش تاکاشی کوواچ را بازی می کند و دیگری جیمز پرفوی که بیشتر او را برای بازی در سریال «The Following» می شناسند و در نقش لورنس بنکرافت ظاهر شده است. مارتا هیگاردا، کریس کانر، دیکن لاچمن، آتو اسناندو و کریتسین لمان هم دیگر بازیگران «کربن تغییر یافته» هستند.
عموم منتقدان سرشناس «Altered Carbon» را محصولی متوسط در بین آثار نتفلیکس می دانند هر چند هیچ کدام ندیدن آن را به مخاطبان توصیه نمی کنند.
اما برای معرفی هر چه بیشتر «کربن تغییر یافته» ویدیویی هم آماده کرده ایم درباره اینکه آیا موضوع جاودانگی انسان که «Altered Carbon» به سراغ آن رفته می تواند روزی رنگ واقعیت به خود بگیرد یا نه. در این ویدیو که سازندگان خود سریال آن را منتشر کرده اند شما با نقطه نظراتی جالب و تامل برانگیز آشنا می شوید که توصیه می کنیم حتما آن را تماشا کنید.

چت
نظر بدهید
CAPTCHA
حروف در کادر را تایپ کنید
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.‎

معرفی مقاله‌های مرتبط