بازگشت یکی از بهترین سریال های تلویزیونی با شروعی احساسی!

IPTVGUIDE

با شروع سریال جذاب و پربیننده «بهتره با سال تماس بگیری» نقد و تحلیل منتقدان درباره این سریال آغاز شده و امروز لیز شنون میلر، نویسنده ایندی وایر یادداشتی خواندنی برای اپیزود اول فصل چهارم نوشته که گزیده ای از آن را در زیر می خوانید:

«بهتره با سال تماس بگیری» پس از ملحق شدن به اوماها جین در پایان فصل سوم، در شروع فصل چهارم داستان را به زمان حال بر می گرداند، به طور خاص به صبح روز بعد از حادثه آتش سوزی خانه چاک در اپیزود آخر فصل قبل. 

چاک در این حادثه جان اش را از دست می دهد، هاوارد در یک تماس تلفنی جیمی و کیم را از این موضوع مطلع می کند. اما جیمی با توضیحات مامور آتش نشانی که معتقد است چاک حین مرگ زجر نکشیده چندان آرام نمی گیرد. با این وجود جواب ها در طی انجام مقدمات خاکسپاری و در حین آن به سراغ جیمی می آیند و او تنها در پایان اپیزود در صحبت با هاوارد است که تصویر روشنی از اتفاقی که افتاده پیدا می کند و مهم تر از آن تصمیم می گیرد چطور با قبول این موضوع به زندگی اش ادامه دهد.

معمولا وقتی «بهتره با سال تماس بگیری» از تصاویر سیاه و سفید برای روایتی کوتاه استفاده می کند، تماشاگران با نگرانی از جایشان بلند می شوند. اما در اپیزود اول این فصل که «Smoke» نام دارد، سیاه و سفید دیگر یک انتخاب کوبنده برای رونمایی از موضوعی خاص در پیرنگ نیست، بلکه سکانسی بسیار عجیب و در عین حال زیبا را به نمایش می گذارد که با اعتماد بنفسی بالا لحن اش را به یک نوآر سیاه تغییر داده و بر جین که شدیدا درگیر پارانویا شده به شکل کلاستروفوبیک گونه ای متمرکز می شود. آیا این پارانویا قابل توجیه بود؟

حالا سریال به نقطه ای نزدیک می شود که کار انتخاب یک اسم ثابت برای کاراکتر اصلی اش را برای امثال ما دشوار می کند. برای اطرافیان اش او هنوز جیمی مک گیل است. اما یک چرخش آهسته نیز در کاراکتر او در حال خودنمایی است. این هم از عجایب سبک نویسندگی ماهرانه پیتر گلد و کارگردانی مینکی اسپیرو در این اپیزود است که تمام این نتایج، با زمختی و تلخی دقیقی در مواقع لزوم و در پایان اپیزود با نرمی و انسجام کامل برای تمشاگران نمایش داده می شود.

گذشته از هر چیز، بخش بزرگی از تاثیرگذاری این اپیزود روی تماشاگر وابسته به اجرای باب اودنکرک است. او همانقدر که سویه انفجاری و پر شر و شور موثری به عنوان یک بازیگر دارد، سکوت و به درون خود فرو رفتن اش هم در حالی که در بیشتر دقایق این اپیزود او را در حالت نشسته و بهت زده بر اثر مرگ چاک می بینیم، تماشاگر را در احساسی عمیق با او شریک می کند.

«بهتره با سال...» هنوز هم پایان های فراموش نشدنی اش را در آخر اپیزودها حفظ کرده و به بیانیه اصلی اش که مسیر دگرگونی یک انسان، نمایش چگونگی تاثیر تمام افراد دخیل در این روند و جذابیت سفر مرد برای تبدیل شدن به یک نفر دیگر دیگری شدن است متعهد مانده است.

 

چت
نظر بدهید
CAPTCHA
حروف در کادر را تایپ کنید
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.‎

معرفی مقاله‌های مرتبط